امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Friday, 24 May , 2019
امروز : جمعه, ۳ خرداد , ۱۳۹۸ - 20 رمضان 1440
شناسه خبر : 4459
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۹ | 695 بازدید | ارسال توسط :

همراه با آغاز عملیات اجرایی سد لاسک؛ امکانات اولیه را ناگهانی و در سکوت خبری به مردم برسانید

شروع شد لازم است مسئولین در سایر موارد نیز اینگونه عمل کنند. مثلا بطور ناگهانی به روستاهایی که سالها از ” گاز ” بی بهره اند ، گاز رسانی کنند. به همه روستاها در سکوت خبری آب آشامیدنی بدهند و جاده های مرگ آفرین را بصورت مخفیانه اصلاح و تعریض کنند. یا بصورت فوری و فی البداهه برای مردم شغل ایجاد کنند و جلوی انواع قاچاق از جمله چوب را بگیرند.
همراه با آغاز عملیات اجرایی سد لاسک؛ امکانات اولیه را ناگهانی و در سکوت خبری به مردم برسانید

راه گیلان: بالآخره ساخت سد لاسک در بامداد روز پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۹۸ در شروع شد.

نحوه ” آغاز عملیات اجرایی ” از این رو جالب و عجیب است که دولت ها برای افتتاح پروژه هایی بسیار کوچکتر، به انواع و اقسام تبلیغات متوسل شده و از تمام توان برای بهره برداری از آن استفاده میکنند اما در این مورد خاص از اندک رسانه های محلی غیر مطرح و مدیر یکی – دو کانال تلگرامی دعوت به عمل آمد!!

چنین رفتاری از سوی استانداری گیلان ، فرمانداری شفت و دفتر نماینده مجلس شهرستان، آنها را با پرسش بزرگی مواجه کرده است که چرا افتتاح پروژه ای که به ادعای خودشان بعداز راه آهن جایگاه دوم را در گیلان دارد ، در سکوت و بی خبری برگزار شده است؟
با اندک جستجویی در فضای مجازی میتوان فهمید که موافقان سد لاسک را عمدتا دولت و حامیان انتخاباتی مهدی افتخاری تشکیل می دهند و مخالفان اش ، بخش زیادی از ساکنان محل و محله های اطراف و دهها تشکل زیست محیطی رسمی و غیر رسمی گیلان و حتی سایر نقاط کشوراند.

محلی ها بیشتر نگران این اند که چه بر سرشان خواهد آمد و آیا مانند سایر نواحی مشابه با آنها رفتار خواهد شد؟ و اهالی محل های همجوار نیز نگران آینده پرابهام شان هستند . که راههای دسترسی شان چه میشود؟ آبرسانی و گاز رسانی و ارائه برخی خدمات به آنها چه خواهد شد و …

گروههای زیست محیطی اما دغدغه های همیشگی شان را دارند و معتقدند که سد لاسک اقلیم آن منطقه و نواحی پائین دست و حتی تالاب انزلی را به خطر خواهد انداخت.

طبق گزارش رسانه ها، مردم منطقه تاکنون تجمعاتی را برگزار کرده اند . اجتماعات را میتوان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته ای که زمین های شان در بستر یا نزدیک به سد است ( و حالا ارج و قربی یافته ) و گروه دیگر که مخالف ساخت سد در آن منطقه اند و احداث چنین بنایی را همسان با ایجاد مشکلات بیشتر برای خود و از رونق افتادن و به محاق رفتن محل زیست شان می پندارند. اعتراضات گروه اول را می توان به ” تعیین تکلیف وضعیت ساخت یا عدم ساخت ” نسبت داد که خواستار قیمت گذاری زمین ها و امکنه شان بودند و باید به مکان های دیگری کوچ کنند.( حال بعداز آن چه پیش آید با خودشان است.)
اما دسته دوم که در محله های اطراف سد زندگی می کنند معتقدند که از قِبل ساخت سد، نه تنها سودی نصیب شان نمی شود بلکه ممکن است بخاطر عدم توجه دولت ، روستاها یکی پس از دیگری خالی از سکنه شود .

در کنار اینها مجموعه های دیگری نیز هستند که اعتراضات شان را پیش رئیس جمهور و دادستان کل کشور نیز برده اند.
گروههای زیست محیطی گیلان پس از چندین نشست با مصطفی سالاری و بیان استدالات و اعتراضات، به نتیجه ای نرسیدند و در گام بعدی، فعالان و تشکل های همسوی سایر نقاط کشور را با خود همراه کرده و به روحانی و دادستان کشور نامه نوشتند. ( بماند که رئیس جمهور، خود سودای انتقال آب خزر به نواحی دیگری را دارد! )

در نامه ۶ شهریور ۹۷ فعالان و گروههای زیست محیطی به رئیس جمهور، مهمترین دلایل مخالفت مجموعه های زیست محیطی تحت عنوان ” خسارت های احداث سد لاسک جبران ناپذیر است ” لیست شد و به امضای گروه هم‌اندیشی سازمان‌های غیردولتی تالابی کشور، موسسه سبزکاران بالان، شبکه محیط زیست چهارمحال و بختیاری، انجمن تسنیم چهارمحال و بختیاری، انجمن رفتگران طبیعت استان گیلان، گروه ۱۳فروردین، همیاران زیست سبز، انجمن احیاگران کمجان، انجمن دنیای سالم، موسسه موج شکن انزلی و دبیرخانه جشنواره ملی تالاب دوخان رسید و رونوشتی از آن را به رضا اردکانیان وزیر نیرو و عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط زیست نیز فرستادند.
آن نامه در چند فراز مشخص خلاصه می شود:

۱) کاهش قابل توجه آب ورودی به تالاب با ارزش جهانی انزلی؛ این موضوع سبب خشکی مداوم بخشی از تالاب و تبدیل آن به یک منشا ریزگرد فعال شده و شهرهای شفت و رشت و روستاهای اطراف آن را تهدید می‌کند.

۲) از بین بردن ۱۰۰ هکتار از تنها بازماندگان شمشادهای هیرکانی که اکنون با چالش آفت شب‌پره شمشاد نیز دست به گریبانند

۳) رسوب‌گذاری فراوان اراضی بالادست حوضه سد که سبب پر شدن مخزن آن در کوتاه مدت می‌گردد.

۴) بالا آمدن سطح سفره آب زیرزمینی در اراضی پایین دست سد و خطرات احتمالی برای اراضی کشاورزی باغی و صیفی.

فعالان و مجموعه های زیست محیطی که از طرفی در انتقال آب خزر با روحانی درگیر بودند و از سوی دیگر در خصوص عدم ساخت سد لاسک از وی تقاضای کمک داشتند، از نامه نگاری شان نا امید شده و به فاصله چندماه به دادستان کل کشور نامه نوشته و خواستار ورود او به موضوع شدند.
شبکه محیط زیست و منابع طبیعی استان گیلان در بهمن ۹۷ نامه ای را به دادستان کل کشور ارسال کرد و مواردی را درخصوص سد لاسک متذکر شد که با حاشیه نویسی هایی در شبکه اجتماعی منتشر شد:

– پس از ۳ سال تلاش قوه قضاییه برای اثبات اثربخشی تعامل با ان.جی.اوها در زمینه پیشگیری از وقوع جرم، آنچه که از شواهد برمی‌آید، عدم توانمندی این ساختار برای جلوگیری از تخلف در استان‌هاست.

– همچنان فشار نمایندگان مجلس – که خود عمدتا محصول لابی سدسازان و پیمانکاران و دارای بده‌بستان با آنها هستند – بر وزیر و استاندار و سایر مقامات استان، می‌تواند همه تلاشها و نظرات کارشناسی را به سخره بگیرد و کاری هم از دست اداره‌کل دادگستری استانها برنیاید.

– تجربه سازمان‌های مردم‌نهاد در نتیجه‌بخشی استفاده از ظرفیت‌های قوانین پیشگیرانه، سامانه سجام و ماده ۶۶ آ.د.ک تجربه خوبی نبوده است .

آنها در آن نامه از دادستان کل کشور خواستند که با توجه به اینکه هنوز کلنگ احداث سد بر زمین زده نشده،
به موضوع ورود کرده و برای جلوگیری از ضرر و زیان انفال ملی دستور موقتی توقف عملیات را صادر نموده و دستگاه قضایی بعدا به تحقیق دقیق در ابعاد ساخت سد درآن منطقه همت گمارند.

بعداز آن نامه نگاری ها ، مدتی ساخت سد لاسک به محاق رفت تا اینکه ناگهان در صبح روز پنج شبه ۵ اردیبهشت ۹۸ اردکانیان به لاسک برده شد و عملیات اجرایی آغاز شد.

استاندار و دغدغه های زیست محیطی

استاندار که بارها وعده داده بود بدون درنظر گرفتن دغدغه های حامیان محیط زیست هیچ اقدامی صورت نخواهد گرفت در افتتاح سد لاستیکی باغبانان فومن درباره سد لاسک گفت :
” در جلسات مکرر با فعالین اجتماعی و سمن‌ها، نظرات و دغدغه‌هایشان درخصوص احداث سد لاسک را شنیده و پیگیری کردم “. اما بلافاصله اعتراف کرد که کاری از دست اش برنیامده و سد لاسک باید اجراء شود. او گفت : ” باید توجه کنیم که مجوزها و تعهدات لازم پس از بررسی کارشناسی و علمی صادر و تصمیم نهایی اتخاذ و اجرا شده است‌.”
سالاری هیچ اشاره ای به خواسته های متعدد فعالان زیست محیطی نکرد بلکه تنها به ظرفیت مخزن و محل احداث اشاره کرد که این موارد قبلا تغییر یافته و توسط مهدی افتخاری بیان شده بود! اما مصطفی سالاری این موضوع را به نشست های خود با گروههای زیست محیطی تعمیم داد و گفت :
” ظرفیت مخزن و محل احداث دیواره سد تغییر پیدا کرده و ۷۵ درصد مخزن نیز به حق‌آبه زیست محیطی اختصاص یافته که در هیچ پروژه سدسازی چنین توجهی به محیط زیست سابقه نداشته است”.

ازسرگیری اعتراضات

پس از آغاز عملیات، اعتراضات و پرسش هایی از سوی کنشگران زیست محیطی و مردم منطقه در شبکه های اجتماعی مطرح شد. پرسشهایی که اهالی اجرایی دولت و نماینده شهرستان را مخاطب قرار داده است ؛ اگر هیچ مشکلی در راه ساخت سد لاسک وجود ندارد، چرا مردم منطقه از کلنگ زنی بی خبر گذاشته شدند؟ چرا اینکار با آن سرعت انجام شد؟ چرا در فضای امنیتی صورت گرفت؟
چرا خبرها بعداز کلنگ زنی منتشر شد و قبل از آن رسانه های چندانی مطلع نشدند؟ چرا به اندک مردمی که آنجا محل زندگی شان است اجازه بیان دیدگاهها و طرح پرسش های شان داده نشد؟ چرا عملیات آغاز پروژه باید مخفیانه انجام شود؟ مگر آگاهی از مصادیق اولیه و ابتدایی حقوق شهروندی نیست و مگر دولت مدعی نیست که به ” حقوق شهروندی ” پایبند است؟

از واکنش ها و اعتراضات برمی آید که شروع ساخت سد لاسک با ابهاماتی در رابطه با مشکلات مردم منطقه ، اشتغال پس از آن ، وضعیت نواحی فرودست ، موارد زیست محیطی و اقتصادی و اجتماعی و … همراه است اما هیچ مسئولی دراین رابطه توضیح نمی دهد! از میان همه متولیان دولتی و غیر دولتی تنها مهدی افتخاری بعداز آغاز عملیات اجرایی به گشت های میدانی و بیان نظرات احساسی و کلی پرداخته و به مردم ” اطمینان خاطر ” داده است که” در کنارشان هست و دغدغه هایشان را با اولویت مورد بررسی قرار خواهند! داد! ”

در کلیت امر این صحبت ها را میتوان در قالب وعده و شعار تعبیر کرد و ضمانت اجرایی چندانی ندارد. درست آن است که ابتدا وضعیت مردم تعیین تکلیف شده و بعد کاری انجام شود. مردم نگران آینده خود اند و معترض. آنها وضعیت های مشابه سایر نقاط کشور را دیده اند. از وضعیت مردم ” شهر بیجار ” پس از ساخت سد آگاهی دارند. حتی میدانند که روستای گندلاور ( در بیخ گوش شان ) در بخش مرکزی سیاهکل که به علت دوری از سیاهکل و قرارگرفتن در عرصه های ملی (زیر نظر منابع طبیعی) ، سالهاست جاده و امکانات ندارند. مسیر رفت و آمد آن مردم از طریق دیلماده و امامزاده هاشم بود که بعد از ساخته شدن سد بهجت و زیر آب رفتن دیلماده تبدیل به منطقه متروکه بدون جاده دسترسی شده است.
از کجا معلوم که این موارد در لاسک و اطراف اش رخ ندهد؟

خدمات اولیه و لازم را بسرعت و بی خبرانه به مردم ارائه دهید

حال که ساخت سد لاسک در بی خبری و ناگهانی

شروع شد لازم است مسئولین در سایر موارد نیز اینگونه عمل کنند. مثلا بطور ناگهانی به روستاهایی که سالها از ” گاز ” بی بهره اند ، گاز رسانی کنند. به همه روستاها در سکوت خبری آب آشامیدنی بدهند و جاده های مرگ آفرین را بصورت مخفیانه اصلاح و تعریض کنند. یا بصورت فوری و فی البداهه برای مردم شغل ایجاد کنند و جلوی انواع قاچاق از جمله چوب را بگیرند. کتابخانه بسازند و مدارس مندرس را تعمیر یا از نو بنا کنند. خیلی سریع مشکلات مخابراتی و اینترنتی مردم را حل کنند و با انجام اقداماتی اعتیاد را در منطقه کاهش دهند یا از بین ببرند. اصلا کاری کنند که برخی از جوانان کابلها را از روی تیر برق ها ندزدند! و ثروت های ملی را به یغما نبرند.
شرایطی فراهم کنند تا دامپروری و سیفی کاری و تولید در آنجا رونق بگیرد تا مردم هرروز شاهد مانور خودروهای حمل گوشت و ماست و پنیر و شیر و ..‌. به آن منطقه نباشند.

مسئولین مرتبط باید بدانند که با شروع ناگهانی ساخت سد این توقعات افزایش یافته است.
باور کنید اگر این موارد را نیز اگر در سکوت و بی خبری انجام دهند ، نه تنها مانند سد لاسک با اعتراض و دشنام و بدگمانی روبرو نمی شوند بلکه با هلهله و شادی مردم مواجه شده و حتی شاهد قربانی گوسفند ( البته اگر گوسفندی مانده باشد ) پیش پای خود خواهند بود.

|
کلید واژه ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.